تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
208
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
ابن حميد ما را گفت « 1 » : سلمه ما را گفت : محمد بن اسحاق ما را از مغيرة بن ابى لبيد ، آزاد كردهء اخنس ، خبر داد كه وهب بن منبّه ايشان را گفت : آمدن اين دين به نجران چنين بوده است : از بازماندگان بدين ( حقيقى ) عيسى بن مريم مردى بود به نام فميون كه نيكوكار و كوشا در دين و كم گير در دنيا بود و دعاى او هميشه برآورده مىشد . اين مرد جهانگرد بود و در ديهها فرودمىآمد . چون در دهى ( به پرهيزگارى و كرامت ) شناخته مىشد از آن بيرون مىرفت و به ديهى ديگر كه در آن شناخته نبود فرودمىآمد « 2 » . او از دسترنج خود مىزيست و بنّا بود و گلكارى مىكرد . روزهاى يكشنبه را بزرگ مىداشت و در آن روز دست به كار نمىزد و به بيابان آن سرزمين مىرفت و تا شام نماز مىكرد . روزى در يكى از ديههاى شام پنهانى سرگرم اين كار بود . يكتن از مردم آن ديه به نام صالح « 3 » كار او را ديد و او را چنان دوست داشت كه كسى را پيش از آن چنان دوست نداشته بود . فميون هرجا مىرفت صالح او را دنبال مىكرد بىآنكه او آگاه بشود . هنگامى به روز يكشنبه فميون چنان كه عادت او بود به بيابانى رفت و صالح نيز او را دنبال كرد چنان كه فميون ندانست و در جائى نشست كه فميون را مىديد ؛ امّا خود را پنهان داشته بود زيرا نمىخواست ديده شود . چون به نماز برخاست اژدهائى هفت سر روى به او نهاد . چون فميون آن بديد دعا كرد و آن اژدها هلاك شد « 4 » . صالح اژدها را ديد امّا
--> ( 1 ) - طرز روايت مطالبى دربارهء محمّد ( ص ) و يا مطالبى كه كموبيش با دين ارتباط دارد چنين است . به موجب علم درايه ، روايت بايد كلمه به كلمه از دهن نخستين راوى اصلى شنيده شده باشد . محرّر حقيقى روايت بايد در اينجا محمّد بن اسحاق باشد ولى لازم نيست گفته شود كه او مضمون روايت را تغيير داده است . مقصود از « ما » در « حدّثنا » طبرى است . بسيارى از اين قبيل افسانهها به وهب بن منبّه يمنى ( متوفّى در 731 يا 732 م ) منتهى مىگردد . ( 2 ) - مسلّما يك عمل مسيحى است نه اسلامى ! ( 3 ) - نام عربى است و به معنى « درستكار » است . محمّد ( ص ) در قرآن يكى از پيغمبران باستانى عرب را به اين نام مىنامد و شايد از خود او باشد . ( 4 ) - اژدهاى هفتسر ( يا چنان كه در متن عربى آمده است تنّين ) در ماندائى هم آمده است ( S . R . ج 2 ص 85 س 2 و 3 ، به عنوان وصف ) و در تلمود هم ذكر شده است ( قدوشين